خرید کتابخونه
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 19:16
سلامروزها شب میشن و شبها روز . زمان کار خودش رو می کنه و ما هم باید کار خودمون رو!خب...خبر دست اولِ کهنه J اینه که کتابخونه خریدیم. بعد راضی کردن همسرم تا تنور داغ بود رفتم و کل بازار رو یه شبه گشتم و
یادگیری زبان
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 19:16
چند روز پیش راجع به یه موضوعی ذهنم خیلی کنجکاو شد و این جور مواقع سریعا تو اینترنت جستجو می کنم. چندتا سایت خوندم که همه مطلبشون تکراری و شبیه هم بود و بعدشم ذهنم از موضوع فاصله گرفت. بعد یه روز گفتم
رویای کودکی
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 19:16
همیشه عاشق اون چشمه بودم... تو مسیرِ جنگلی و راهِ باریکِ رفتن به خونه ی بابابزرگ. چشمه ی آبی به زلالی و درخشندگی الماس تو پستوی یه دره ی شیبدار، با اون کاسه ی روییِ سفید کج و کوله ی کنار سنگچین قد کوت
شاید برای همیشه...
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 1:28
سلام... انگار حافظه ام پاک پاک شده تا یادم میاد انگار همیشه بیمار و مریض بودم از بچگی تا الان و از 5 دی تا الان خیلی ویژه تر. زندگیمو زیرو رو کرده این مریضی حتی احساساتمو. هر چی که تا الان دوستش داشتم
دماغ سوخته
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 1:28
سلام پست قبلی رو که می نوشتم ، نوشتم که رفته باشم! ولی گویا اجل مهلتم داد! پست قبلی رو که می نوشتم فکر نمی کردم بتونم از دست این بیماری جون سالم به در ببرم اما شکرخدا الان خیلی بهترم. راستش من از بچگی
شروع خونه تکونی عید
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 1:28
سلام هفته ی قبل تو ذهنم جرقه خورد که این هفته های باقیمونده رو برای خونه تکونی دست به کار بشم. تو حساب و کتاب خودم تقریبا 5 هفته برای 5 قسمت مجزای خونه کافی به نظر اومد. دو هفته ی باقیمونده به عید هم
قندآب
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
وقتی از مدیر دارالقران داشتم ساعت کلاسو می پرسیدم متوجه شدم معلم ترم قبل دیگه این ترم باهام نیست و انگار یه سطل آب سرد روم ریخت. نمیدونم چرا نسبت به تغییر معلم انقدر مقاومت دارم.چون معلمای خوبمو خیلی
کوچ کشی
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
سلامی به گرمای مرداد از خونه قبلی کوچ کردیم. هنوز تمام وسایل رو نیاوردیم اما دیگه چیزای زیادی نمونده. خونه ی جدید طبقه پایین خونه ی والدین منه.بزرگتر از خونه ی قبلیه. بالاخره خونه ی قبلی با همه ی خوبی
حافظه ی ملی ایرانیان
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
سلام معرفی یه سایت خوب: http://www.nlai.ir سایت سازمان اسناد و کتابخانه ی ملی ایرانیان و. اگه دیدین کسی ادعا می کنه که کتابای زیادی نوشته تو این سایت اسمشو بنویسید اگر واقعا کتابی نوشته باشه لیست کامل
من و یه خونه ی ...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
سلام :( با یه خونه و مثل دسته ی گل مهمونی دادم نتیجه ش شد یه خونه ی ... . یه خونه ای که چند جاش احتیاط پیدا کرده! آدم باید تو خونه احساس آرامش کنه.ولی حالا آرامش خونه ی من تو هاله ی ابهامه. خدایا من نمی
توصیه های مویی (2)
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
طبق تحقیقات دقیق و وسیع و جدیدم در زمینه ی مو به یه نکته ی خیلی خوب دست یافتم. اگه از شامپو شیمیای استفاده می کنید بهتره یه پیاز داخل شامپو خرد کنید. اینطوری پیاز سموم موجود در شامپو را به خودش می
"ا س ت ق ل ا ل" یا "استقلال"
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
دو سه ماهی میشه که از اومدن ما به خونه ی جدید می گذره.حالا وقتشه من و همسرم مدل جدیدی از روی پای خودمون ایستادنو یاد بگیریم. یاد گرفتن این درس وقتی نزدیک والدین زندگی کنی سخته ولی زندگی چه جای خوبیه ب
سند چشم انداز زندگیم
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
چند شب پیش قبل خوابیدن یه نگاه به 10 تا هدف فی البداهه که ابتدای سال 97 نوشته بودم، انداختم. البته قرار بود 10 تا باشه ولی من بیشتر از 7 تا نتونستم. تا حدودی محقق شده بودن ولی نوچ خیلی با اون نقطه که
خونواده داری
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
دیروز مجبور شدم از کلاسم بزنم تا یکی از اعضای خونوادمو ببرم پیش رواشناس. مات و مبهوت دیروزم. چقدر ... کوهی از آتشفشان... . پیش آدم منفی باف واقعا کم میارم. از نوع خونوادگیش البته. آدم منفی باف هیچ خوب
کلکسیون
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 2:08
من خیلی به داشتن کلکسیون و علاقمندم. کلکسیونای مختلف. یکی از راحتترین کلکسیون ها تمبره. که خب منم دارمش. تو تمبرام یه تمبر دارم که عکس خودم روشه! هرگز نفهمیدم اونو کی برام فرستاده. بیچاره اگه واقعا کسی که اینکارو کرده فکر کرده من میابمش و نمی دونسته با یه گاگول طرفه. دلم میخواد اینجارو پر کنم از کلک...
رویای برباد رفته
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 9:09
وقتی که سالها پیش بغض گلویم با فرو رفتن در رویایی خام حل شد و همراه تخیلاتم به دوردستها سفر کردم... غرق در حسرتی شیرین، به ارث آمده از ابتدای جوانی ...که ای کاش یک دختر شاد و بشاش و پرانژری در یک قبیله ی سرخپوستی بودم، آزاد و رها در دامان صحرا،مانوس چشمه ها و کوهسارها و ستاره ها... تا جهان خلقت با ه...
جریمه
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 6:30
امروز چندتا از کانالای وقت گیری که بهشون معتاد شده بودم رو حذفیدم. البته دیروز قسم خوردم که اگه اینکارو نکنم یه جریمه ی خیلی سنگین بشم. جریمه ش مالی بود و خیلی موثر. واسه وبگردی هم جریمه ی نیمه سنگین گذاشتم و تو این اوضاع نمی تونم اصلا ریسک کنم. این شد که تنها راه آپ کردن اینجا واسم موند. هههههههییی...
خودآگاهی
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 6:30
سلام بازم خیلی وقته نیومدم نه؟ بعضیا بعد 9 ماه با خبر از نی نی هاشون میان،هعییییییییی، ما از این اراده ها نداریم. خدایا خودت یه فرجی بکن. حالا به خودآگاهی رسیدم.دیگه مطمئنم دچار اعتیاد به فضای مجازی شدم.فقط برای ارضای یه چیزی که تو مغزم وول می خوره. خیلی بده ها. بعضیا فضای مجازی شونو دارن اما تو فضا...
برنامه ی یک هفته ای
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
تو این ماه یه برنامه ی یه هفته ای گنجوندم.یه برنامه ی کاملا عملی. خیلی دلم میخواد نتیجه بخش باشه. اگه نتیجه بخش بود تو 5 ماه دیگه هم گنجونده میشه. اگه نتیجه بخش نبود حداقل توی یک ماه آینده به صورت دوبل یعنی دو هفته ای تکرار میشه یا اینکه همون یه هفته باشه ولی ترکیب مواد رو قویترش می کنم آره اینم بدی...
ترس نورانی
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
دیشب یاد یه دوران بخصوصی افتادم. که چقدر برام لحظه های سختی بود. چقدر باهات دردودل می کردم. تمام سلول های بدنم تو رو فریاد میزدن هنوزم صداشون تو گوشمه.ممنونم که اون لحظه ها همراهم بودی.هر چند که توهم می کردم ازم دوری .دوری از تو حتی توهمش هم نابودم میکنه.ولی الان که نگاه می کنم همراهیت رو در اون روز...