یا رفیق من لارفیق له - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
با مادرش خیعلی رفیق بود، هر روز زنگ و گزارشات کامل، گاها گزارشات لحظه به لحظه حتی، هر هفته بازار، هر هفته مهمونی و چه و چه.مثه دو تا خواهر... ولی آخرش این بچه بندو به آب داد... نوچ... مثل اینکه رفاقت تام و تمام مامان با بچه باعث خیر و سعادتش نمیشه. خیلی سخته ها. فکرم مشغوله. بچه رو باید با تو رفیق ک...
تلقین چیز خیلی خوبیه.:) - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
من نمی دونم چرا وارد صفحه ی مدیریت وبلاگ می شم حرفم می پره. تنبلی شدما. بلغمم بالا رفته. چقدر تلقین چیز خوبیه. من از تلقین خاطرات خیلی خوبی دارم. چند روز پیش تو یه خونه ای بلانسبت شبیه کاهدونی بودم که سر خودکارمو گم کرده بودم. حالا مگه پیدا می شد. شروع کردم به خودندن ورد جادویی " جوینده یابنده بود" ...
شیطون دم صبح - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
در روایتی از امام باقر علیه السلام اومده که: از برای شب شیطانی است که او را «رها» می گویند، پس هرگاه بنده ای از خواب بیدار شود و اراده کند برخاستن برای نماز شب را، آن شیطان به او می گوید حالا وقت برخاستن تو نیست. پس دفعه دیگر که بیدار شود و خواهد برخیزد، آن شیطان گوید که وقت برخاستن نشده، یعنی زود ا...
مهربانیت زیباست - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
بعد از آن افکار گناه آلود، لحظه ای به خود آمدم... من خودم را در عقوبت دیدم، دیدم که به سوی پرتگاهی می شتابم، تمام تصورم رادر آن دره ی هولناک متمرکز کردم، در اثنای فریادهای سقوط، تو پرنده ی امیدت را فرستادی... هر بار که خودم را در آن دره که فقط من و تو می دانیم، افکندم، دستم را بگیر...، نگذار در اعما...
شگفتی آفرینش - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
فداتون بشم آقاجون...چقدر عشقین شما.
بیا تولدم! - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
به نام خدا در ماه بسیار زیبایی به سر می برم. حس خوبی دارم. چون ماه با برکتیه واسه من. تولد حضرت معصومه، تولد امام رئوفم...هدیه روز دخترو هم از بابام گرفتم.بعدش تولد خودم. چون تو این ماه به دنیا اومدم. پریشب تو رختخوابم به این فکر کردم که این ماه یادبود نعمت وجود و هستی منه و چه خوبه که هر شب این ماه...
پول خرج کردن - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:33
گاهی وقتا فکر می کنم دلیل پول خرج نکردنهای ما از ضعف ایمانمون نشات می گیره حالا خوشبینانه ش از خسّته. بابا همونی هم که تو کیفت هست رو خدا رسونده ها، نکنه شرک خفی داری؟! حالا چرا فکر می کنیم اگه خرجش کنیم خزونه ی خدا قحطی می گیره، الله اعلم. من یه کار هم بد و هم خوبی کردم. رفتم بازار برا خودم جنس خار...
حس می کنم تو رو - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
انگار با نوشتن بیگانه شدم. به معنای واقعی کلمه وارد زمان جدیدی شدم. اینهمه ماجرا. انگار سال گذشته یه خواب بود.یه خواب طولانی و در عین حال زودگذر. چقدر سریع همه چیز می تونه رنگ ببازه. خدایا با نهایت تلخی ای که تو این حوادث بود، من تو رو دیدم. تو بودی که همه ی معادلات رو عوض کردی. و مصادف شدنش با ورو
استقلال - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
امروز به آخرین دهه ی فروردین رسیدم. و بعد از حدود یک هفته سراغ برگه ی برنامه رفتم! به این نتیجه رسیدم که آدم مستقلی نبودم تو این مدت. یعنی فارغ از هر اتفاقی نمی تونم حواسمو به خودم جمع کنم.یا در کنار هر اتفافی یه توجهی هم به خودم داشته باشم. و این ضربه زننده ست. این همون بیدی به هر باد لرزیدنه.نتیج
چیزی شبیه معجزه - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
دلم می خواد از یه چیز جدید بگم، یه چیز شبیه معجزه تو زندگی. اینکه واقعیت های زندگی رو ببینی و برای بهبودش دست به یه عمل مهم بزنی. یک عمل که تا قبل از عمل شدن بسیار هولناکه ولی بعدش خود آدم پشت دستشو گاز می گیره و میگه آخه کجاش ترسناک بود؟! اون عمل چیزی نیست جز مراجعه به یه مرکز مشاوره ی معتمد . تو
بالاتر از سیاهی... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
قل متاع الدنیا قلیل - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
جلد 1 گذر از رنج ها رو خیلی دوس داشتم.تردید های یه دختر جوون توی دوراهی یه عشق پاک یا هوس و گناه... ولی جلد 2 رو اصن نفهمیدم که چی بود... این شد که کتابو پس دادم و یه کتاب در حیطه موضوعی که از بچگی تا اواخر نوجوانی و اوایل جوانی عاشقش بودم ، گرفتم. با وجود فشار روانی با کتاب ارتباط برقرار کردم. کنج
درخت های رویایی - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
من بعد از بیست و چهار سال فهمیدم چقدر درخت دوست دارم! به طرز دیوانه وار می تونم یه درختو دوست داشته باشم. نمی دونستم که یه درختی که تو یه جای دنجه می تونه احساسات منو درگیر کنه. یکی اون درخت سیب پر شکوفه پشت اون صندلی. یکی اون درخت آلوچه ی قد کوتاه با تک تک اون علفای سبز بهاری با گلای زردی که دورش
ساکن بستر رودخانه - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بحث شیرین انتخابات - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
داشتم در مورد انتخابات فکر می کردم که هر دوره چه قدر سطح کاندیداها باید بالاتر بره. چون سطح خودم داره بالاتر میره. ولی باز فکر اینکه نکنه از دست بهترین کاندید هم کاری برنیاد آزارم داد. لعنت بر شیطان. چقدر زرنگه این شیطان. قشنگ داشتم نا امید می شدم می گفتم آدم باتقوائه انتخاب شد و مافیاها جلو پاش سن
نم نم بارون - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
قدم زدن تو نم نم بارونو دوس دارم آدمو به وجد میاره... انگار حس های پنهان رو آشکار میکنه خدایا من دلم بهشت میخواد. بهم بدش...لطفا... خواهش می کنم. با تمام وجودممم... جمال و زیبایی و شکوه و تازگی و طراوتو می خوامممم خدایا وقتی جاهای شیک و لوکس رو می بینم، قلبم یهویی شاد میشه، شادی ای که بعدش دلمو می
-8.5 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:29
سللللللللام ، خوبم؟خوبم! خوش اومدم. دلم پوسید از بس ننوشتم. نمی دونم از چی و کجا شروع کنم؟ از وزنم شروع می کنم که از -5 به -8.5 تنزل یافتم. 2 کیلویی قبل از ماه رمضون کم شد متاسفانه و 1.5 کیلو هم در طول ماه مبارک. که خب بخشیش طبیعی بود وجای نگرانی نداره و جبران میشه و بخشیش مال یه شب کذایی بود، خدای